العلامة المجلسي ( مترجم : محمد باقر كمره اى )

36

بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى )

انصار دارائى خود را در بر پيغمبر نهادند و اين آيه فرو شد كه بگو از شما مزدى نخواهم جز دوستى خويشانم و از بر آن حضرت رفتند باور كنان . ولى منافقان گفتند اين را از پيش خود آورده - و كشانده تا آنجا كه گفته - و فرمود و پذيرا شدند آنان كه گرويدند و همانهايند كه پذيرفتند گفته آن حضرت را . در كافى ( ج 2 ص 50 ) از امام باقر ( ع ) كه آن مؤمن است دعا كند براى برادر دينى خود در غياب او و فرشته آمين گويد و عزيز جبار فرمايد تو دو برابر آنچه براى برادرت خواستى دارى . و در مجمع البيان ( ج 9 ص 30 ) از پيغمبر ( ص ) كه فرمود : فزايد براشان از فضل خود همان شفاعت براى دوزخيانيست كه به آنها در دنيا نيكى كردند . آنان كه گرويدند ( 69 - الزخرف ) آنانند كه فرمود اى بنده‌هايم ترسى نداريد و شادمانيد و ارجمند . در رحمت او ( 7 - الجاثيه ) كه در آنست بهشت و آن كاميابى روشنى است و آلودگى ندارد . گفتند : پروردگارمان خدا است و بر آن پايدار مانند ( 13 - الاحقاف ) بقولى فراهم كردند ميان يكتاپرستى كه خلاصه دانش است و پايدارى در كارها كه نهايت عمل و كردار است و بس عقيده يكتاپرستى است و مشروط به آنست . و بقول على بن ابراهيم پايدارى نمودند بولايت على عليه السّلام پس نه ترسى دارند از ناخواه و نه اندوه خورند بر فوت دلخواه . و باز داشتند از راه خدا ( 1 - 3 - محمد ) بقول على بن ابراهيم فرو شده در باره آن ياران پيغمبر ( ص ) كه پس از او از دين برگشتند و حق خاندانش را به زور بردند و باز داشتند ديگران را از توجه بامير مؤمنان و ولايت امامان . گم شد كارهاشان و بيهوده شد هر كارى پيش داشتند بهمراه رسول خدا از جهاد و نصرت . و از امام صادق عليه السّلام در تفسير و گرويدند بدان چه فرو شد بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلم